این “موارد ساده و کوچک” در خانواده اهمیت بیشتری را پیدا می کند. گفتن “خواهش می کنم” یا “متشکرم” با توجه و صمیمت به حرف یکی از اعضای خانواده گوش کردن، کمک در تمیز کردن خانه، کسی را از رنج تنهائی رهاندن، چند شاخه گل هدیه دادن سایر تجلی های عشق و عئلاقه، بشدت بر موجودی حساب اعتماد خانواده می افزاید.

البته همه میدانیم که بی احترامی های به ظاهر کوچک چنان تأثیرات ویرانگری برجای می گذارند که بسرعت با عث از بین رفتن موجودی اعتماد می شود. یکی از نشریاتی که در بارۀ سوء رفتار مقاله می نویسد، اشاره می کند که:

آغاز سوء رفتار با همسر و فرزند را می توان در بر خورد های ظاهراً ساده و بی اهمیت یافت. مثلاً توهین به توانائی ها و شایستگی های آن شخص و تحقیراو، پیوسته انتقاد کردن از وی، اهانت کردن یا ناسزاگفتن، خود داری از حرف زدن با او، فریب و ریاکاری، ایجاد احساس گناه در شخص مورد نظر، قول دادن و وفا نکردن به عهد، ترساندن، تهدید به کتک زدن، متهم به از بین بردن و خراب کردن وسایلی که متعلق به آن شخص است.

وقتی در فرهنگ حاکم به تلویزیون، موسیقی، کتاب و فلم، رفتار های توأم با بی احترامی و خشونت ها و سوءِ رفتار های کوچک به نمایش گذاشته می شود و مردم به آن می خندند، طبیعی است که حساسیت خود را در برابر اثرات ویرانگری که برروابط ما می گذارند، از دست بدهیم. هرگز نباید فراموش کنیم که “موارد ساده و کوچک” هم در خانواده بزرگ و اهمیت است.