دوستان و علاقمندان،چند روز قبل من با یکی از دوستان خود در رابطه به روابط های اجتماعی، طرز پاسخ دهی و یا (فیدبک) و چگونه احترام کردن به دیگران، تشویق آنها درجهت انکشاف گرایش درونی شان صحبت کردیم و من در نتیجه آن دریافتم که دوست من کلیمه بخیل بودن را مطرح کرد که کلیمۀ بخیل بودن برایم تقریباً یک چیز نو بود و اکنون میخواهیم در باره ای این کلیمه چند نکته را خدمت دوستان و علاقمندان خود بنویسم:

هر کدام ما خصلت بخیل بودن را مورد تحقیر و نفرین قرار میدهیم. مگر بخیلی یعنی چه؟ بخیل بودن تنها به این معنی نیست که کسی در مصرف نمودن پول سختی کند. بخیل به این معنی است که کسی هر چیز را برای خود حفظ کند، نه تنها پول بلکه افکار و نظریات خود را نیز برای خود نگهدارد. یک شخص بخیل از تعلیم دادن دیگران میترسد. او از این بابت هراس دارد که شاید آنها در آینده رقیبش گردند. یک استاد بخیل موسیقی نمی خواهد که شاگردانش از او بهتر باشند. مگر ظرفیت سازی سخاوتمندانه کاملاً مخالف این گونه نظریات می باشد. نظریۀ ظرفیت سازی سخاوتمندانه حکم میکند که افکار، نظریات و توانمندی های خود را با دیگران شریک سازیم تا آنها نیز به مدارج پیشرفت و ترقی نایل گردند. با چنین یک کار، برد از هر دو جانب خواهد بود، یعنی هم از شخصیت های بزرگ و هم از افرادیکه از نگاه سن و سال هنوز خرد و کم تجربه هستند، هر دو برنده می گردند.

و در این رابطه یک قصۀ کوتاهی را از رئیس یک کمپنی خدمت شما تقدیم می کنم:

این رئیس می خواست تا تمام کارمندانش را تریننگ بدهد. یکی از معاونینش از این بابت تشویق نموده و رئیس را هشدار داده گفت: “اگر تمام کارمندان را تریننگ بدهید، خطر این وجود خواهد داشت که آنها کمپنی ما را ترک نموده دنبال کارهای دیگر بروند.” رئیس جواب داده: “اما اگر هیچ کدام ایشان را تریننگ ندهیم و همه کارمندان در کمپنی باقی بماند، آنگاه چه خواهد شد؟”

لذا چنین تنگ نظری ها را ما باید  یک نوعی از بخیلی بشماریم که هرکی را در سطح پائین نگهمیدارد.