Faiz

به سایت بلاگ،ای،اف فیض محمد "طوفان" خوش آمــــــــــــــــــــــدید

بایگانی برای دسته بندی معلومات عمومی

Hacked By ReKaNErrOr

Hacked By ReKaNErrOr

 

[email protected]gmail.com

Long Live to #Kurdistan #PeshMerga

Kurdish Hacker Was Here

بخیل بودن یعنی چه؟

دوستان و علاقمندان،چند روز قبل من با یکی از دوستان خود در رابطه به روابط های اجتماعی، طرز پاسخ دهی و یا (فیدبک) و چگونه احترام کردن به دیگران، تشویق آنها درجهت انکشاف گرایش درونی شان صحبت کردیم و من در نتیجه آن دریافتم که دوست من کلیمه بخیل بودن را مطرح کرد که کلیمۀ بخیل بودن برایم تقریباً یک چیز نو بود و اکنون میخواهیم در باره ای این کلیمه چند نکته را خدمت دوستان و علاقمندان خود بنویسم:

هر کدام ما خصلت بخیل بودن را مورد تحقیر و نفرین قرار میدهیم. مگر بخیلی یعنی چه؟ بخیل بودن تنها به این معنی نیست که کسی در مصرف نمودن پول سختی کند. بخیل به این معنی است که کسی هر چیز را برای خود حفظ کند، نه تنها پول بلکه افکار و نظریات خود را نیز برای خود نگهدارد. یک شخص بخیل از تعلیم دادن دیگران میترسد. او از این بابت هراس دارد که شاید آنها در آینده رقیبش گردند. یک استاد بخیل موسیقی نمی خواهد که شاگردانش از او بهتر باشند. مگر ظرفیت سازی سخاوتمندانه کاملاً مخالف این گونه نظریات می باشد. نظریۀ ظرفیت سازی سخاوتمندانه حکم میکند که افکار، نظریات و توانمندی های خود را با دیگران شریک سازیم تا آنها نیز به مدارج پیشرفت و ترقی نایل گردند. با چنین یک کار، برد از هر دو جانب خواهد بود، یعنی هم از شخصیت های بزرگ و هم از افرادیکه از نگاه سن و سال هنوز خرد و کم تجربه هستند، هر دو برنده می گردند.

و در این رابطه یک قصۀ کوتاهی را از رئیس یک کمپنی خدمت شما تقدیم می کنم:

این رئیس می خواست تا تمام کارمندانش را تریننگ بدهد. یکی از معاونینش از این بابت تشویق نموده و رئیس را هشدار داده گفت: “اگر تمام کارمندان را تریننگ بدهید، خطر این وجود خواهد داشت که آنها کمپنی ما را ترک نموده دنبال کارهای دیگر بروند.” رئیس جواب داده: “اما اگر هیچ کدام ایشان را تریننگ ندهیم و همه کارمندان در کمپنی باقی بماند، آنگاه چه خواهد شد؟”

لذا چنین تنگ نظری ها را ما باید  یک نوعی از بخیلی بشماریم که هرکی را در سطح پائین نگهمیدارد.

یک گوشزد در مورد انتقاد گیران

یک گوشزد در مورد انتقاد گیران

وقتی یک شخص در وجود دیگر دوستان خود نقصی را می بیند، باید خیلی دقیق ‏باشد که چگونه درین مورد با شخص مذکور داخل صحبت گردد. هرگاه شخص ‏ضرورت احساس می کند که کسی را انتقاد کند، بهتر خواهد بود که قبل از طرح ‏نمودن انتقاد، ابتدا از خصایل مثبت همان کس صحبت نموده و بعضی از کلمات ‏توصیف آمیز را در مورد او بگوید تا شخص انتقاد شده چنین احساس نکند که گویا ‏مقصد انتقاد کننده تعرض به شخصیت او می باشد.‏ البته بسیار آسان است تا دیگران را انتقاد نموده عیب ها و کمبودی های ایشان را ‏به رخ شان بکشیم. طوریکه میگویند: “هیچ کس نمی گوید دوغ من ترش است”، و ‏یا به خږنوٰنی مهش لوٰڤهمده ” چهیهِ لوٰڤج موٰند مو ڎوٰغ تښپ”. هر اندازه ای که ‏ما بالای دیگران انگشت انتقاد دراز می کنیم و عیوب آنها را گوشزد می کنیم به ‏همان اندازه ما عیوب و کمبودی های خود را پنهان میکنیم و بالای آن پرده می ‏اندازیم. داشتن چنین یک روحیه باعث می گردد ما منفی گرا شده و همیشه در ‏صدد این باشیم تا عیوب و نقایص دیگران را پیدا و آنرا فاش سازیم. گژدم هر چه ‏در برابرش قرار گیرد کورکورانه نیش می زند. عادت این گونه افراد نیز مانند ‏گژدم میباشد. باید گفت که این گونه انتقادات منفی، هرگز سازنده نبوده و یک ‏شخص باید از آن اجتناب نماید.‏

چنانچه شاعر میگوید:‏

بوی خـــــــون می آید از تیغ زبان اعتراض

خرده گیری عاقبت تخم عداوت می شود

پس از این جا چنین نتیجه گیری می نمایم که منتقدین یا انتقاد کننده گان در حقیقت ‏کمک کنندگان ما هستند زیرا آنها جرأت و شهامت آن را دارند تا برای ما بگویند ‏که مشکلی وجود دارد. آنها با ارزش هستند زیرا آنها چیز های را برای ما می ‏گویند که ما ضرورت شنیدن آن را داریم. شاید دیگران نیز همین احساس را داشته ‏باشند و آنها نیز این نقایص را می بینند، ولی جرأت ندارند تا با اشخاصی که این ‏نقایص در وجود آنهاست رُوبرو شوند. آنها می ترسند به همین خاطر کوشش ‏میکنند تا “آب را پُف پُف کده بخورند”. در حقیقت آنها نمی خواهند تا ما تغییر ‏نموده و رشد نمائیم.‏ بر اساس همان ضرب المثل، “کسی به سرزنش دیگران ارزش قابل شود او از ‏جملۀ عاقلان محسوب می گردد،” شخصیت های عاقل کسانی هستند که انتقاد پذیر ‏بوده و آنرا با آغوش باز قبول می کنند، زیرا انتقاد برای آنها این امتیاز را می دهد ‏تا در زندگی رشد و ترقی کنند.‏

پوک و یا پر

پُوک” اصطلاحی است که برای چیزیکه میانش خالی باشد استعمال می گردد. بعضی اوقات این کلمه را برای کسی استعمال می کنند که از درونش خالی می باشد و میگوئیم، فلانی”پُوک” است، یعنی او در بساط درونی خویش چیزی ندارد. سخنانی را که میزند، الفاظ بی جان و مفت می باشند. برعکس، “پُر” یا” دروندار” به کسی گفته میشود که عقل و دانش و تجربه زیاد و ارزشهای اخلاقی و درونی دارد. چنین شخصی ظاهر سازی نمی کند و چیزی را که او می گوید، از درون “پُر” او بیرون می آید.Watch Brothers (2015) Full Movie Online Streaming Online and Download

Watch Logan (2017) Full Movie Online Streaming Online and Download

احتــــــرام گذاشتن به اعضای خانواده

این “موارد ساده و کوچک” در خانواده اهمیت بیشتری را پیدا می کند. گفتن “خواهش می کنم” یا “متشکرم” با توجه و صمیمت به حرف یکی از اعضای خانواده گوش کردن، کمک در تمیز کردن خانه، کسی را از رنج تنهائی رهاندن، چند شاخه گل هدیه دادن سایر تجلی های عشق و عئلاقه، بشدت بر موجودی حساب اعتماد خانواده می افزاید.

البته همه میدانیم که بی احترامی های به ظاهر کوچک چنان تأثیرات ویرانگری برجای می گذارند که بسرعت با عث از بین رفتن موجودی اعتماد می شود. یکی از نشریاتی که در بارۀ سوء رفتار مقاله می نویسد، اشاره می کند که:

آغاز سوء رفتار با همسر و فرزند را می توان در بر خورد های ظاهراً ساده و بی اهمیت یافت. مثلاً توهین به توانائی ها و شایستگی های آن شخص و تحقیراو، پیوسته انتقاد کردن از وی، اهانت کردن یا ناسزاگفتن، خود داری از حرف زدن با او، فریب و ریاکاری، ایجاد احساس گناه در شخص مورد نظر، قول دادن و وفا نکردن به عهد، ترساندن، تهدید به کتک زدن، متهم به از بین بردن و خراب کردن وسایلی که متعلق به آن شخص است.

وقتی در فرهنگ حاکم به تلویزیون، موسیقی، کتاب و فلم، رفتار های توأم با بی احترامی و خشونت ها و سوءِ رفتار های کوچک به نمایش گذاشته می شود و مردم به آن می خندند، طبیعی است که حساسیت خود را در برابر اثرات ویرانگری که برروابط ما می گذارند، از دست بدهیم. هرگز نباید فراموش کنیم که “موارد ساده و کوچک” هم در خانواده بزرگ و اهمیت است.